تمجید از مادری فداکار

به مناسبت روز مادر قصد داشتم از مادری قدردانی نمایم که گرچه از نظر نسبی با خاندان مجدی نسبتی ندارد ولی بزرگانی را تحویل جامعه داده است که مرا برآن داشت روز مادر را به ایشان اختصاص دهم. زنده یاد نصرت زیره بر فرزند نادعلی در تاریخ 1267 در دزفول چشم به جهان گشود .پدرش به شغل زیره بری(گیوه بافی)مشغول بودند.ایشان در خاندان مجدی به مادر رشید معروف بودند. در سن 14 سالگی با مرحوم نبی قبیتی ازدواج نمودند که...

یادایام -بی بی ماررشید

یادش به خیر یاد چشمهای آبی وموهای نقره ایش بخیر چقدر صورت گرد وسفیدش که ردپای گذرزمان پرچین وچروکش کرده بود برای همه ی نوه ها ونتیجه ها ونبیره هایش خواستنی بود بی بی مرد بود ،نه بهتراست بگویم یک شیرزن بود آخرین فرزندش را درشکم داشت که بیوه شد وپدری کرد در حق بچه های خردسال ویتیمش اما هیچوقت از میان دو لبش نشنیدم که از تلخی ها وسختی های زندگی ،یا نداری و روزهای بی یاوریش حرفی بیرون...

از تیله تا فیسبوک

بچه که بودیم(سال 1342)عشقمان بازی روی آسفالت داغ خیابان بود.ا ش تی تی،فنگ بازی(تیله بازی)،ما-و-ق-تش،گروز گروزاک(قایم باشک بازی)،فیتال(هفت سنگ)،فوتبال،چو گته، کمی که بزرگتر شدیم کنار رودخانه آب تنی میکردیم و هر چند وقت یکبار با خانواده ها به علی کله می رفتیم، آن زمان علی کله تماما پوشیده از سنگ بود  و روی سنگها کنار آب اتراق می کردیم و چون هوا تاریک بود، از چراغ برق استفاده می کردیم که با نفت و هوای فشرده کار میکرد و نور زیادی...

حرفه ها و پیشه ها

شاید بتوان شاخصترین حرفه خاندان مجدی را اشتغال در "صنعت گوشت " و شاخه های آن دانست. از دامداری و پرورش دام گرفته تا عرضه گوشت در بازار، ازکشتارهای روزانه تا تجارت پوست و روده؛ همگی حلقه های بهم زنجیر شده ای است که نشان از تلاش پدران ما در کسب روزی حلال و داشتن یک شغل خانوادگی دارد. از جمله کسانی که دستی در پرورش دام داشته اند میتوان به مرحوم خواجه ابوالقاسم مجدی نسب، مرحوم حاج هادی مجدی نسب،...

خاطره ای از مرحوم حاج محمد

شانه هایش سخت تکان می خورد و می گریست . از دور نگاهــش کردم . نزدیکــتر رفتم . حامــد بود . جلوی بنری که عکس " حاج محمد " بر ان نقش بسته بود ایستاده بود و به شدت اشک می ریخت . جریان را پرسیدم . هق هق گریه امان نفس کشیدن را بریده بود و قفلی بر لبها زده . دقایقی گذشت .سکوت من بود و های های گریه او . بالاخره ارام گرفت و گفت:عاشورای امسال(15/9/90) طبق معمول...

اتاق خاندان مجدی

اتاق خاندان مجدی که در محل کنونی دبستان مجدی واقع بوده شامل یک شوادان ،دو اتاق،یک ایوان بزرگ حدودا چهل متری،یک اصطبل و یک اشپزخانه بوده است . بنای "اتاق" را مرحوم " حاج ابوالقاسم" جد مرحوم " حاج علی نقی"( سه نسل قبل از ایشان) پی ریزی می کند. حاج ابوالقاسم دارای چهار پسر بوده است و امورات اتاق از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود تا نوبت به حاج علی نقی می رسد . ایشان تاجر "...

شهید علیرضا شیخ نجدی

شهيد عليرضاشيخ نجدی

        فرزند : عبدالحسين متولد : 1344          شهادت : 10/ 6/61   كوت عبداله   در مسجد محمدی جلوم را گرفت و اعلام كرد كه اين رسم برادری و رفاقت نيست كه تو پيش گرفته ای . به او گفتم سپاه آماده باش پنجاه درصد اعلام كرده و من نيز داوطلب اعزام شده ام ، در جوابم گفت : پس من چه ؟ تو كه درس مي خواني ، در ضمن كسي بايد بماند و مواظب پدر و مادر...

خاطره ای از حاج کاظم

خاطره ای که میخواهم بیان کنم به نقل از حاج کاظم مجدی عرب است : ایشان گفتند : ایام دهه عاشورا پدر خانمم آقای میرزاعلی(عباس) مجدی جهت تزئین محله قلعه از آبادان به دزفول می آمدند و یک رشته لامپ هزار وات برای روشنایی محوطه با خود همراه می آوردند.زمانی که از پله جهت نصب لامپ بالا رفته بودند در یک لحظه لامپ از دست ایشان روی سنگفرش محوطه می افتد و با کمال تعجب لامپ سالم میماند.این موضوع را با...