چهار سال است که مهمان چشمان شما هستیم
امروز چهار سال است که با هم بودیم.احوال هم را پرسیدیم،با هم خندیدیم،به هم تبریک گفتیم.با هم گریستیم و به هم تسلیت گفتیم برای هم دل سوزاندیم و به عیادت هم رفتیم گرچه گاه در خانه های هم نبودیم امّا بی خبر از یکدیگر هم نبودیم.خواستیم تا دستهایمان را در دست هم بگذاریم به مِهر و از کنار هم بی اعتنا نگذریم.خواستیم تا یاری باشیم که باری از دوش عزیزان و بستگانمان برداریم و در این هیاهوی ناجوانمرد روزمرگی ها شادی هایمان را لقمه لقمه چون مائده ای آسمانی به خانه های عزیزانمان هدیه کنیم و جُرعه جُرعه تلخی ها را از کامشان برگیریم.خدا را سپاس که دیگر بهانه ی دوری راه مانع نزدیکی دلهایمان نیست و چه قدر خوبست که باخبر میشویم که فرشته ای کوچک به جمع فامیل پیوست یا عزیزی به سرای ابدی کوچید یا مسافری به دیار خود و جمع ما بازگشت و چه خوبست که دیگر از شنیدن خبر ازدواج فرزندان خاندان قندی به شیرینی «قند پارسی»در دلهایمان آب میشود و خبر پیشرفت های علمی و فنی و هنری «بچّه های فامیل» از اوج افتخار سرمان را به عرش میساید.آری اکنون چهار سال است که به لطف خدا و همّت و اراده ی بلند چند تن از افراد و جوانان خوش فکر خاندان فرصتی مهّیا گردیده است تا جمع فامیل ما بیش از پیش جمعی گرم و صمیمی و همدل و همراه شود.
امروز را به این موهبت پاس میداریم و خدا را براین لطف سپاس ودعامی کنیم که:
باهم و برای هم باشیم و با هم بمانیم .
نظرات (1)
الهی که زنده باشی وپیروز.الهی که بقول شما دلهایمان از باهم بودن زلال باشد وبی کینه.الهی که سال خوب وبابرکتی برای همه رقم بخورد باذن او.پیشاپیش سال نو مبارک.