جهان ما

زمین سومین سیاره ی منظومه شمسی و ذره ای ناچیز در دل میلیاردها سیاره و ستاره و کهکشان های دیگر است. از دور که نظاره اش میکنی یک توپ آبی بی مثال است ، جادویی ست ، فریبنده و چنان شیفته اش می شوی که دلت می خواهد ساعت های طولانی تماشایش کنی بدون لحظه ای پلک زدن . هر چقدر نزدیک تر می شوی تصاویر زنده ترمی شوند و همه چیز در اطرافت جان می گیرد به زمین که رسیدی...

بدرود خانم معلم

باران می آید شاید درختی را سر بریده اند که مردم چشم های من را سرخ می بینند. نگاه خیس سایه سار او هنوز بر قاب پنجره است "هی...دردت به جان دل بیقرار پرگریه ام" هر وقت از درد می نویسی یعنی آسمان دلت ابری است . ولی وقتی از مرگ عزیزانت می نویسی یعنی مُشت می کوبی به دیوار پولادینی که اسمش نا عدالتی روزگار است . وقتی از مرگ عزیزی می نویسی جهانت با تو مویه می کند و تو می مانی...

مَنظَرِ آموزگار

ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﻋﮑﺲ ﻫﺎ در گذار زندگی، ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﯽ با خود ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ دارند، ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﯽ ﮐﻪ اگر ﺩَﺳﺘﯽ ﺑﻪ ﺳَﺮ ﻭ رویشان بکشیم ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻮ ﻭ ﺗﺎﺯﻩ می مانند. ﻭﻟﯽ دسته ای از ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ، پِنداری ﺩﺭ ﭘﺲِ خروارﻫﺎ ﺧﺎﮎ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ی ﺗﻤﺎﻡ تمدن های ﺑﺸﺮﯼ قدمتی نهفته دارند. ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻭ ﮔﺮﻣﯽِ این ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺯﯾﺒﺎ، ﻣﺜﻞ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺭ ساحل ﺩﺭﯾﺎﯼ ﻣﺪﯾﺘﺮﺍنه ست. ﮔﺮﻡ ﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﯽ.. ﺑﻌﻀﯽ افراد پیرامونِ ما، ﺳﻬﻢ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺩﺭ ایجاد ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺯﯾﺒﺎ دارند، ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ...

مهمان ناخوانده

از وقتی که این ویروس کوچک ۱۲۰ نانومتری بر مرتَفع ترین بخش های حیاتی زندگی ما دست کشیده است به حَصر خانگی فراخوانده شدیم . وچقدر دلمان تَنگِ عادی ترین اتفاق های زندگی شده است . در این مدتی که خلوت گزیده ایم به مهمترین و کم اهمیت ترین جنبه های زندگی اندیشیده ایم . و چقدر دلمان برای دوستی ها و صمیمیت های ساده تنگ شده ، برای دورهمی های همیشگی ، قدم زدن بر سنگفرش های چمن کاری شده پیاده...