فریبا مجدی نسب۱۳۹۹/۱/۲۵ ۱۱:۲۴:۴۴سال 99زمزمه اومدنشو میداد که کرونا ازش پیشی گرفت و گفت بشین که اومدم و ما نشستیم، از ترس جان؟ یا از عشق به زندگی؟ نمیدانم مهم نشستن بود، نشستنی عاری از هرگونه ارتباط فیزیکی، خانه شده خلوتکده، روز به روزمَرِگی میگذرد واین بهترین فرصت است برای سفری به خویشتنِ خویش، سفر را باید با دل آغاز کنم ولی دیرزمانی است که دل را در هیاهوی زندگی گم کرده ام، چند روزی در پی اش بودم تا بالاخره نوایی از...