چهار داستان عبرت امیز

خوش شانسی ؟ بد شانسی ؟ کسی چــه میداند ؟ یک داستان قدیمی چینی هست که میگوید : پیرمردی اسبی داشت و با آن اسب زمینش را شخم میزد . روزی آن اسب از دست پیرمرد فرار کرد و در صحرا گم شد . همسایگان برای ابراز همدردی با پیرمرد ، به نزد او آمدند و گفتند : عجب بد شانسی ای آوردی . پیرمرد جواب داد : " بد شانسی ؟ خوش شانسی ؟ کسی چه میداند ؟" چندی بعد اسب پیرمرد به همراه...

طنزستان ۱

توﻱ ﻓﺮﻭﺩﮔﺎﻩ ﻳﮑﻲ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻡ ﺳﻴﮕﺎﺭ ﻣﻲﮐﺸﻴﺪ . ﻳﮑﻲ ﺩﻳﮕﻪ ﺭﻓﺖ ﺟﻠﻮ ﮔﻔﺖ: - ﺑﺨﺸﻴﺪ ﺁﻗﺎ !... ﺷﻤﺎ ﺭﻭﺯﻱ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﺳﻴﮕﺎﺭ ﻣﻲﮐﺸﻴﻦ ... ؟ ! - ﻃﺮﻑ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ: ﻣﻨﻈﻮﺭ؟ - ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺍﻳﻨﮑﻪ ﺍﮔﻪ ﭘﻮﻝ ﺍﻳﻦ ﺳﻴﮕﺎﺭﺍ ﺭﻭ ﺟﻤﻊ ﻣﻲﮐﺮﺩﻳﻦ، ﺑﻪ ﺍﺿﺎﻓﻪﻱ ﭘﻮﻟﻲ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺳﻼﻣﺘﻴﺘﻮﻥ ﺧﺮﺝ ﺩﻭﺍ ﻭ ﺩﮐﺘﺮ ﻣﻲﮐﻨﻴﻦ، ﺍﻻﻥ ﺍﻭﻥ ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎﻳﻲ ﮐﻪ ﺍﻭﻧﺠﺎﺳﺖ ﻣﺎﻝ ﺷﻤﺎ ﺑﻮﺩ !... ﻃﺮﻑ ﺑﺎ ﺧﻮﻧﺴﺮﺩﻱ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ: - ﺗﻮ ﺳﻴﮕﺎﺭ ﻣﻲﮐﺸﻲ؟ - ﻧﻪ ! - ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎ ﺩﺍﺭﻱ؟ - ﻧﻪ ! - ﺑﻪ ﻫﺮ ﺣﺎﻝ ﻣﺮﺳﻲ ﺑﺎﺑﺖ ﻧﺼﻴﺤﺘﺖ ... ﺿﻤﻨﺎً ﺍﻭﻥ...

هدهد میرزا

هنچنانکه مستحضرید در " شیطنت های معصومانه" برای شما نوشتم که یک طرح دیگر برای " خنده بازار " به ذهنم رسید که ان را برای شما شرح خواهم داد و اکنون زمان ان فرا رسیده است تا ان را برای شما توضیح دهم . در تابستان سال 1317 شادروان " حسین توفیق " هفته نامه ی جدی و ادبی خود را تبدیل به یک هفته نامه ی طنز کرد اما چون در اوائل امر ، تعداد فکاهی سرایان و طنز...

خنده بازار ۱

به خاطر تنوع سایت تصمیم گرفته ام مطالب طنز را به طور مستمر منتشر نمایم منتظر نظرات سبزتان در این مورد هستم 1-رییس دادگاه به متهم : خجالت نمی کشی الان پنجمین باره که میای دادگاه متهم:خودت خجالت نمی کشی که همیشه تو دادگاهی 2- نماز میت بیشترین طرفدار را دارد چون وضو نداره با کفش خوانده میشه رکوع وسجود نداره پس از اتمامش ناهار است 3-توصیه ای از یک داغ دیده:هرگز به علامت آبی وقرمز شیر توالت اعتماد نکن 4-تبلیغ...

اختراعاتی که به شکل اتفاقی انجام شد

..بستنی چوبی: اختراع بستنی چوبی به سال 1905 بر می گردد. ماجرا از این قرار بود که روزی پسر 11 ساله ای به نام فرانک اپرسون آبمیوه خود را که از پودر میوه و آب درست شده بود، به همراه قاشقی که برای هم زدن آن به کار برده بود در بیرون از خانه جا گذاشت. صبح فردا آبمیوه یخ زده بود و به قاشق چسبیده بود. به این ترتیب اولین بستنی چوبی اختراع شد و فرانک بیست سال بعد این...

پنج داستان خواندنی

مردي با اسب و سگش در جاده‌اي راه مي‌رفتند. هنگام عبور از كنار درخت عظيمي، صاعقه‌اي فرود آمد و آنها را كشت. اما مرد نفهميد كه ديگر اين دنيا را ترك كرده است و همچنان با دو جانورش پيش رفت. گاهي مدت‌ها طول مي‌كشد تا مرده‌ها به شرايط جديد خودشان پي ببرند. پياده ‌روي درازي بود، تپه بلندي بود، آفتاب تندي بود، عرق مي‌ريختند و به شدت تشنه بودند. در يك پيچ جاده دروازه تمام مرمري عظيمي ديدند كه به ميداني...

حاضر جوابی

می گویند:  "مریلین مونرو " یک وقتی نامه ای به " البرت اینشتین " نوشت که فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم  بچه هایمان به زیبایی من و هوش و نبوغ  تو...  چه محشری می شوند! آقای "اینشتین"در جواب نوشت:ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانوم. واقعا هم که چه غوغایی می شود!  ولی این یک روی سکه است، فکرش را بکنید که اگر قضیه بر عکس شود چه رسوایی بزرگی بر پا...

رکوردهای ایران در کتاب گینس

درود... مفتخرم رکوردهای کشور عزیزمون ایران رو در کتاب گینس یادآوری کنم تا بدونیم نام کشور ما در این کتاب 36 بار آورده شده است ... با من باشید : " 36 رکورد ایران در گینس " 1- بيشترين توليد پسته 2- بيشترين توليد خاويار 3- بيشترين توليد خانواده توت 4- بيشترين توليد زعفران (80% کل توليد جهانی) 5- بيشترين توليد زرشک 6- بيشترين توليدميوه آلويي (از قبيل شفت وگيلاس وغيره ) 7- بالاترين دمای ثبت شده روی سطح زمين (70.7 درجه سانتيگرد در کوير لوت) 8- بيشترين تلفات انسانی در...