گزارش تصویری از گردهمایی ۴ فروردین/سری سوم حامد مجدی2014-03-03T13:08:50+00:00 عکاسان: حسین مجدی نسب – حسین حلاج – سعید مجدی نسب – عادل مجدی *برای دیدن عکس ها در سایز بزرگ بر روی آن کلیک کنید نویسنده حامد مجدی کوله گردی که از سفرهاش مینویسه نظرات (5) m.m پاسخی برای %s بگذارید Very Nice!!!!: در زمان نصب خطایی رخ داد: <strong> </strong> میترا مجدیان.ف.مرحوم باقر پاسخی برای %s بگذارید باز مجددااز بانیان همایش خاندان تشکر ویزه دارم .خانواده خودم بعلت اینکه دورازفامیل زندگی مکنیم ووقتی به دزفول میرویم وزمان کوتاه انجاهستیم سعادت دیدن خیلی ازفامیلهایمان رانداریم الان بین عکسها عکس خانواده اقامحمود مجدی .فرزند دایی حاج محمد مرحوم .ش.ع28راکه به اتفاق حاجی می دیدیم بهش گفتم اخرین بار که اقامحمود رادیدم کودکی 8ساله بودو چندین بارشاید باورتان نشه ماشاا…راتکرار کردم100باشند. در زمان نصب خطایی رخ داد: <strong> </strong> میترا مجدیان.ف.مرحوم باقر پاسخی برای %s بگذارید 100ساله باشند. در زمان نصب خطایی رخ داد: <strong> </strong> محمود پاسخی برای %s بگذارید از لطفتان تشكر مي كنم عقيده دارم فاصله هيچ وقت باعث فراموشي عزيزان نميشه. هميشه باديدن عمه و بچه هاي مرحوم عمو باقر خوشحال ميشم در زمان نصب خطایی رخ داد: <strong> </strong> فری مجدی نسب پاسخی برای %s بگذارید متاسفانه قریب باتفاق را نمیشناسم ایکاش منت را تمام میکردی وبا ذکر نام میاوردی در زمان نصب خطایی رخ داد: <strong> </strong> پاسخ دادن به m.m لغو پاسخنشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *دیدگاه * نام * ایمیل * وب سایت ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی مینویسم. Δ
نظرات (5)
Very Nice!!!!:
باز مجددااز بانیان همایش خاندان تشکر ویزه دارم .خانواده خودم بعلت اینکه دورازفامیل زندگی مکنیم ووقتی به دزفول میرویم وزمان کوتاه انجاهستیم سعادت دیدن خیلی ازفامیلهایمان رانداریم الان بین عکسها عکس خانواده اقامحمود مجدی .فرزند دایی حاج محمد مرحوم .ش.ع28راکه به اتفاق حاجی می دیدیم بهش گفتم اخرین بار که اقامحمود رادیدم کودکی 8ساله بودو چندین بارشاید باورتان نشه ماشاا…راتکرار کردم100باشند.
100ساله باشند.
از لطفتان تشكر مي كنم عقيده دارم فاصله هيچ وقت باعث فراموشي عزيزان نميشه. هميشه باديدن عمه و بچه هاي مرحوم عمو باقر خوشحال ميشم
متاسفانه قریب باتفاق را نمیشناسم ایکاش منت را تمام میکردی وبا ذکر نام میاوردی