دخترک باهوش

کشاورز دختر زیبایی داشت که خیلی ها آرزوی ازدواج با او را داشتند. وقتی پیرمرد طمعکار متوجه شد کشاورز نمی تواند پول او را پس بدهد، پیشهاد یک معامله کرد و گفت اگر با دختر کشاورز ازدواج کند بدهی او را می بخشد، و دخترش از شنیدن این حرف به وحشت افتاد و پیرمرد کلاه بردار برای اینکه حسن نیت خود را نشان بدهد گفت: اصلا یک کاری می کنیم، من یک سنگریزه سفید و یک سنگریزه سیاه در کیسه...

هر وقت عصبانی شدی، یک میخ به دیوار روبرو بکوب

 پدرش به او يك كيسه پر از ميخ و يك چكش داد و گفت هر وقت عصباني شدي، يك ميخ به ديوار روبرو بكوب.روز اول پسرك مجبور شد 37 ميخ به ديوار روبرو بكوبد. در روزها و هفته ها ي بعد كه پسرك توانست خلق و خوي خود را كنترل كند و كمتر عصباني شود، تعداد ميخهايي كه به ديوار كوفته بود رفته رفته كمتر شد. پسرك متوجه شد كه آسانتر آنست كه عصباني شدن خودش را كنترل كند تا...

این کجا و ان کجا

عده اي در خون و اتش عده اي در پول خلق هر دو رقصيدند اما اين كجا و ان كجا عده اي سرب و گلولــه عـــده اي مــيلياردها هر دو تا خوردند اما اين كجا و ان كجا عده اي بر روي مين و عده اي بر بـــال قو هر دو خوابيدند اما اين كجا و ان كجا عده اي زير شني و عده اي بر ماســـــه ها هر دو غلطيدند اما اين كجا و ان كجا اين يكي از سوز تركش ان يكي هم در سونا هر دو...

در سجده ما رونق اگر هست، صفا نیست …

فکرم همه‌جا هست، ولی پیش خدا نیست / سجاده زردوز که محراب دعا نیست گفتند سر سجده کجا رفته حواست؟ / اندیشه سیال من ـ ای دوست ـ کجا نیست؟ از شدت اخلاص من عالم شده حیران / تعریف نباشد، ابداً قصد ریا نیست! از کمّیتِ کار که هر روز سه وعده / از کیفیتش نیز همین بس که قضا نیست یک‌ ذره فقط کُندتر از سرعت نور است / هر رکعتِ من حائز عنوان جهانی‌ست این سجده سهو است؟ و یا رکعت آخر؟ /...

داستان های کوتاه و اموزنده

اصالت بهتر است یا تربیت خانوادگی؟ روزی شاه عباس در اصفهان به خدمت عالم زمانه "شیخ بهائی" رسید پس از سلام و احوالپرسی از شیخ پرسید: در برخورد با افراد اجتماع " اصالت ذاتیِ آنها بهتر است یا تربیت خانوادگی شان؟ شیخ گفت : هر چه نظر حضرت اشرف باشد همان است ولی به نظر من "اصالت" ارجح است. و شاه بر خلاف او گفت : شک نکنید که "تربیت" مهم تر است. بحث میان آن دو بالا گرفت و هیچیک نتوانستند یکدیگر...

شعری بسیار زیبا برای دزفول”یادش بخیر”

جامه  عید   و   نسیم    فرودین             هلهله    با   بچه ها، یادش بخیر خانه  دزفول  و  شوق   کودکی              تخته  تخته    قندها، یادش بخیر قصه های  بی بی  و  قلیان   او             منقل   و  مقاش ها، یادش بخیر شعرهای   مولوی   ذکر    پدر               حکمت  و  اندرزها، یادش بخیر ظرف  قیماق  و حلیم   و  لوبیا               آن  حدیث صبح ها، یادش بخیر طعم ...

چه می خواهی عزیز دلم

بگو اي نازنين جانان! تو از اين جان چه مي‌خواهي؟ چو بيني خانه‌ات ويران شد، از دالان چه مي‌خواهي؟ برايت بنگ و افيون و حشيش و چرس آورده دگر سوقاتي از آواره‌يِ افغان چه مي‌خواهي؟ خودت رو داده‌اي و حال، آزادانه مي‌گردد به غير از گشتنِ تاقچه، تو از مهمان چه مي‌خواهي؟ برايِ توست دانشگاهِ آزاد و پيام‌نور بفرما، مدرك‌ات آماده است، الان چه مي‌خواهي؟ گرفتم نسلِ سوم هستي و آينده‌سازي، خوب! جز اين القاب، تو از جانِ مسؤولان چه مي‌خواهي؟ برايت مي‌دهند هر هفته يك سريالِ تكراري تشكر كن، بگو:...

چگونه زبان مادری را به فراموشی نسپاریم؟

سالهاست که در دزفول زبان مادری کم رنگ تر و کم رنگ تر می شود ، تحصیلات به زبان فارسی است ، برنامه های تلوزیون ملی فارسی است با جملات پراکندای به صورت ترکی یا شمالی ، حتی تلویزیون استانی تنها گه گاه رگه هایی از شوشتری دارد ، خانواده ها برای روان فارسی صحبت کردن بچه هایشان با آنان دزفولی صحبت نمی کنند ، اینها تنها گوشه ای از واقعیاتی است که باعث شده است برکه زبان دزفولی گل...

رمز عاشقی

تو آیا عاشقی کردی بفهمی عشق یعنی چه؟ تو آیا با شقایق بوده‌ای گاهی؟ نشستی پای اشکِ شمعِ گریان، تا سحر یک شب؟ تو آیا قاصدک‌های رها را دیده‌ای هرگز ، که از شرم نبود شاد ‌پیغامی ، میان کوچه‌ها سرگشته می‌چرخند؟ نپرسیدی چرا وقتی که یاسی، عطر خود تقدیم باغی می‌کند چیزی نمی‌خواهد و چشمان تو آیا سوره‌ای از این کتاب هستی زیبا ، تلاوت کرده با تدبیر؟ تو از خورشید پرسیدی، چرا بی‌منت و با مهر می‌تابد؟ تو رمز عاشقی، از بال پروانه، میان شعله‌های شمع، پرسیدی؟ تو آیا در شبی،...

کتابخانه مجازی صوتی

فرهنگسرای عطار تهران جشنواره ای در فضای مجازی به راه انداخته تحت عنوان "جشنواره تولید کتاب های صوتی". هدف این جشنواره تولید کتابخانه صوتی برای کودکان و نوجوانان، به ویژه کودکان نابینا و همچنین ایجاد مرکزی برای حفظ قصه ها و متل های کهن ایران با گویش ها و زبان های محلی ایران است.برای شرکت در این جشنواره کافیست در لینک زیر امادگی خود را اعلام کنید، یکی از کتب پیششنهادی یا کتابی را که خود مدنظر دارید انتخاب کرده، در...

قرارمان نبوده…..

قرار نبوده تا نم باران زد، دست پاچه شویم و زود چتری از جنس پلاستیک روی سر‌ بگیریم مبادا مثل کلوخ آب شویم! قرار نبوده این قدر دور شویم و مصنوعی. ناخن های مصنوعی، دندان های مصنوعی، خنده های مصنوعی، آواز‌های مصنوعی، دغدغه های مصنوعی.... هر چه فكر می‌کنم می‌بینم قرار نبوده ما این چنین با بغل دستی هایمان در رقابت های تنگانگ باشیم تا اثبات کنیم موجود بهتری هستیم! این همه مسابقه و مقام و رتبه و دندان به هم نشان دادن برای...

پاسخی لطیف به شعری لطیف

كــوچـــه اثری ماندگار از زنده یاد فریدون مشیری بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتم،؛ همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،؛ شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،؛ شدم آن عاشق دیوانه كه بودم.؛ در نهانخانة جانم، گل یاد تو، درخشید باغ صد خاطره خندید،؛ عطر صد خاطره پیچید:؛ یادم آمد كه شبی باهم از آن كوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.؛ تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.؛ من همه، محو تماشای نگاهت.؛ آسمان صاف و شب...

ساعت دیدار خداوند نامحدود است

مردي بود بسيار متمكن و پولدار روزي به كارگراني براي كار در باغش نياز داشت . بنابراين ، پيشكارش را به ميدان شهر فرستاد تا كارگراني را براي كار اجير كند . پيشكار رفت و همه ي كارگران موجود در ميدان شهر را اجير كرد و آورد و آن ها در باغ به كار مشغول شدند . كارگراني كه آن روز در ميدان نبودند ، اين موضوع را شنيدند و آنها نيز آمدند . روز بعد و روزهاي بعد نيز تعدادي...

ریشه ضرب المثلهای ایرانی (۲) آش شله قلمکار

هر کاری که بدون رعایت نظم و نسق انجام گیرد و آغاز و پایان آن معلوم نباشد ، به آش شله قلمکار تشبیه و تمثیل می شود . اصولا هر عمل و اقدامی که در ترکیب آن توجه نشود، قهرأ به صورت معجونی در می آید که کمتر از آش شله قلمکار نخواهد بود. اکنون ببینیم آش شله قلمکار چیست و از چه زمانی معمول و متداول گردیده است. ناصر الدین شاه قاجار بنابر نذری که داشت سالی یک روز، آن هم...

ریشه معروفترین ضرب المثل های ایرانی

دنبال نخود سیاه فرستادن هرگاه بخواهند کسی از مطلب و موضوعی آگاه نشود و او را به تدبیر و بهانه بیرون فرستند و یا به قول علامه دهخدا:"پی کاری فرستادن که بسی دیر کشد." از باب مثال می گویند: "فلانی را به دنبال نخود سیاه فرستادیم." یعنی جایی رفت به این زودیها باز نمی گردد. اکنون ببینیم نخود سیاه چیست و چه نقشی دارد که به صورت ضرب المثل درآمده است. به طوری که می دانیم نخود از دانه های نباتی است که...

زندگی به چه بهایی

بعضی افراد در این کره خاکی چنان به مادیات اهمیت می دهند که همه چیز خود حتی خانواده خود را فدای آن میکنند واز صبح زود تا پاسی از شب به فکر جمع آوری مال ومکنت هستند وچنان غرق در این کار میگردند که هیچ چیزی برای آنها اهمیت ندارد ونا گاه از دنیا می روند وثروت بیکران آنها برای بازماندگان می ماند ثروتی که هیچ استفاده ای برای آنها چه از نظر مادی وچه از نظر معنوی نداشته است...

حافظ ؛ چگونه حافظ شد؟

خواجه شمس الدین محمد؛ حافظ شیرازی ؛ لسان الغیب ؛ که یکی از نوادر و نوابغ ادب و شعر ایران و جهان است در سال 726 هجری قمری در شیراز بدنیا آمد ؛ پدرش بهاءالدین ؛ به قولی از مردم کوپای اصفهان بود که به شیراز آمد ؛ وی مردی عالم بود و شغل تجارت داشت ؛ مادرش نیز اهل کازرون بود و در دروازه کازرون شیراز سکونت داشت ؛ حافظ دو برادر بزرگتر از خود هم داشت که پس...

قصه های هزار و یک شب

  با عرض سلاماول توضیحی می خوام بدم در مورد قصه های هزار و یک شب .هزار و یک شب مجموعه‌ای از داستان‌های افسانه‌ای قدیمی هندی ، ایرانی و عربی است کهبه زبان‌های متعددی منتشر شده‌است.شروع داستان به نقل از پادشاهی است ساسانی با عنوان شهریار (پادشاه) وروایتگر آنشهرزاد(دختر وزیر) است. اکثر ماجراهای آن در بغداد و ایران می‌گذرد و داستان‌های آن را ازریشهٔ ایرانی دانسته‌اند، که تحت تاثیر آثار هندی و عربی بوده‌است. اینکه داستان‌های هزار ویک شبمشخص و روشن...

خوندنش خالی از لطف نیست

دو قطره آب كه به هم نزدیك شوند، تشكیل یك قطره بزرگتر میدهند اما دو تکه سنگ هیچگاه با هم یکی نمی شوند پس هرچه سخت تر و قالبی تر باشیم ، فهم دیگران برایمان مشکل تر ، و در نتیجه امکان بزرگتر شدنمان نیز کاهش می یابد آب در عین نرمی و لطافت در مقایسه با سنگ ، به مراتب سر سخت تر و در رسیدن به هدف خود لجوج تر و مصمم تر است سنگ پشت اولین مانع جدی می ایستد اما آب . . . راه خود...

آشتی کنون با خدا….

روزی حضرت موسی برای مناجات به طور رفت صدای خود را بلند کرد تا خدا را بخواند : صدا زد : ای خدای زاهدان ، صدا آمد :لبیک ای خدای پرهیزکاران ، صدا آمد : لبیک ای خدای عابدان ، صدا آمد : لبیک در آخر صدا زد : ای خدای گنهکاران ، و این بار صدا آمد : لبیک لبیک لبیک حضرت موسی تعجب کرد خدایا ، اینهمه القاب رو گفتم یک بار جواب دادی اما تا گفتم ای خدای گنهکاران سه مرتبه لبیک فرمودی؟؟!!!! خدای...

مسابقه ی کتاب خوانی ۱

به اطلاع خاندان محترم مجدی میرساند که از این تاریخ مسابقه ماهانه ی کتابخوانی برگزار میگردد و به عزیزان برگزیده جوایزی اهدا خواهد گردید. ((جواب سوالات را بصورت گزینه ای به شماره ی09383604188ارسال کنید)) ضمنا مشخصات خود را نیز حتما بنویسید(نام و نام خانوادگی و نام پدر) منبع:کتاب چه کسی پنیر مرا برداشته است. نویسنده:اسپنسرجانسون سوالات: 1)جمله ی مهم تر از داشتن پنیراین است که بخواهید آن را حفظ کنیداز که بود؟ الف)هیم ب)هاو ج)اسمیت د)اسکاری 2)..........می دانست که قدرت جسمانی خود را از دست داده و می ترسید که...

حکایت

شاعری پیش امیر دزدان رفت و ثنایی در وصف او گفت. امیر دزدان فرمود تا جامه از تن شاعر در آورند و از ده بیرونش کنند. شاعر برهنه در سرما راه می رفت. . سگان به دنبال وی افتادند. خواست تا سنگی بردارد و سگان را دفع کند، سنگ در زمین یخ گرفته بود، عاجز شد، گفت: این چه حرامزاده مردمانند، سگ را گشوده اند و سنگ را بسته. امیر از غرفه بدید و بشنید و بخندید، گفت: ای حکیم،...

جملاتی از حسین پناهی

* * *اینجا در دنیای من گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته اند* *دیگر گوسفند نمی درند* *به نی چوپان دل می سپارند و گریه می کنند...* * * ** **اجازه ... ! اشک سه حرف ندارد ... ، اشک خیلی حرف دارد!!!* ** * * *می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود .* * عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد * *بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ... * *بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند . * *تنــها دردم،...

ضربالمثلها- قسمت پایانی

ضرب المثلها درحقیقت بخشی از ادبیات عامه یاادبیات شفاهی است که خودشاخه ای از ادبیات عامیانه یا فولکلور می باشدیعنی از فردی به فردی واز نسلی به نسلی منتقل می شودوازآنجایی که آفرینندگان آنهادرتماس دائمی باطبیعت وعناصرآن هستندجلوه های گوناگونی از طبیعت وزندگی روز مره ی آدمیان درآنهاجریان داردکه حاصل آن پیوندعمیق باواقعیتهای زندگی عادی مردم است.ضرب المثلها عموماًاززبان افراد ناشناس نقل شده اند اما از بزرگان ادبیات فارسی نیز جملات یا بیتهایی وجود دارد که ازشدت فصاحت ورسایی دهان...

ضرب المثلها و متل ها

ضرب المثلها وامثال وحکم که بارزترین ویژگی زبان عامیانه است وغالباًبرای بیان غیرمستقیم مطالب به کار میروند یا برای روشنتر کردن معنا ومفهومند و درخود پیامی را نهفته دارند که بااندکی تیزیابی وهوشیاری میتوان به آنها پی برد والبته بایداذعان داشت که به دلایل مختلفی امثال وحکم وارد زبان مردم ماشده است ازجمله اینکه ایرانیان به دلیل هوشمندی ذاتی از طرح مطالب معماگونه و بیان غیرمستقیم وطنز به جای بیان جدی ومستقیم لذت بیشتری می برند ودلیل دیگر آنست...

ادامه مجادله در ادبیات بر سر خال ترک شیرازی

چندی پیش پسرعموی عزیزم آقای محمود رضا مجدی نسب که ارادت خاصی نسبت به ایشان دارم  نوشته ای روی سایت آوردند به مضمون " مجادله در ادبیات بر سر خال ترک شیرازی" و 4 نفر از شاعران ایران جواب همدیگر را در مورد این شعر داده بودند اینجانب نیز طبع شعری ام گل کرد و ابیاتی سرودم بدین مضمون: اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را منم بخشم به او سرشیر و قیماق و مربا را اگر چربی او بالای پانصد...

مجادله در ادبیات بر سر خال ترک شیرازی

  مجادله در ادبیات بر سر خال ترك شيرازي حافظ اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سمرقند بخارا را صائب تبریزی اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را شهریار اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم تمام روح اجزا را هر آنکس که چیز می بخشد...