اگه میتونی بگو !

3 بار بگو : سه سیر سر شیر سه شیشه شیر! 5 بار بگو : لای رولت رنده ی لیمو رفته این جمله رو اگه ۲ بار هم بتونی بگی هنر کردی ! : چه ژست زشتی حالا ۳ بار تکرار کن : دل به دلت دله این دله دل مرده بده بده دل که بد آورده 5 بار سریع بگو : سه دزد رفتن به بز دزدی ُ یه دزد یه بز دزدید ُ یه دزد دو بز دزدید سریع اینم ۳ مرتبه تکرار کن : لیره رو لوله لوله...

سیم مشتاق سه تار چیست؟

فریاد بر می آورد که ملا حکم سنگسار مشتاق را صادر کرده و مردم به سوی او حمله‌ور می‌شوند و او را به بیرون از مسجد برده و در محلی به نام «تل خرفروشان» به همــــــراه مریدش درویش‌جعفر سنگسار می‌کنند.» و بدین ترتیب زندگی او به پایان می‌رسد. می گویند که مشتاق‌علیشاه قرآن را با نوای سه تار می‌خوانده است. جلال‌آل‌احمد در سفرنامه‌اش پس از حضور در مقبره‌ی مشتاقیه نوشته است: «اگر سیم چهارم سه‌تار را سیم «مشتاق» می گویند...

اینجا ونیز ایران است + تصاویر

 تالاب بین المللی شادگان به عنوان یک تالاب مهم بین المللی شناخته شده، عليرغم تنوع زیستی غنی و جاذبه هاي گردشگري فراوان، متاسفانه هنوز در كشور و حتي استان خوزستان ناشناخته مانده است. کوچه پس کوچه های روستای سراخیه در میان آب هستند و به همین دلیل، می گوییم اینجا ونیز ایران است البته به جز آب هیچ شباهت دیگری به ونیز ندارد. تالاب شادگان با وجود نعمت و ظرفیت های بی شمارش هیچگاه توسعه و احیای قابل توجه را به...

پدربزرگ در باره چه می نویسی؟

پسرک از پدربزرگ پرسید: پدربزرگ در باره چه می نویسی؟ پدربزرگ پاسخ داد: درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه می نویسم، مدادی است که با آن می نویسم! می خواهم وقتی بزرگ شدی، مثل این مداد بشوی. پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید: – اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام. – بستگی داره چطور به آن نگاه کنی، در این مداد پنج صفت هست که اگر به دست بیاوری برای تمام...

چهل دانستنی عجیب و خواندنی

1-داوينچي همزمان با يک دست مي نوشت و با يک دست نقاشي ميکرد! 2- هيتلر از مکان هاي بسته وحشت داشت! 3- مار مي تواند تا نيم ساعت بعد از قطع شدن سرش نيش بزند! 4- هر انسان تا 8 ثانيه بعد از قطع گردنش هنوز به هوش است! 5- اغلب مارها 6 رديف دندان دارند!! 6- وقتي به خورشيد نگاه مي کنيد 8 دقيقه قبل از آن را مشاهده ميکنيد 7- قلب ميگو در سر آن واقع است 8- ظروف پلاستيکي تقريبا 50 هزار سال در...

ابزار شیطان

گویند روزی شیطان همه جا جار زد که قصد دارد از کار خود دست بکشد و وسایلش را با تخفیف مناسب به فروش بگذارد. او ابزارهای خود را به شکل چشمگیری به نمایش گذاشت. این وسایل شامل خودپرستی، شهوت، نفرت، خشم، آز، حسادت، قدرت‌طلبی و دیگر شرارت‌ها بود. ولی در میان آنها یکی که بسیار کهنه و مستعمل به نظر می‌رسید، بهای گرانی داشت و شیطان حاضر نبود آن را ارزان بفروشد. کسی از او پرسید: «این وسیله چیست؟» شیطان پاسخ...

تصاویر هنر عکاسی و رنگ در بیابان های نوادا

دفتر عکاسی فلوتو + وارنر در نیویورک این مجموعه عکس های زیبا را خلق کرده است. این هنرمندان خلاق برای ارائه ی مجموعه عکس های خود که colourant نام دارد چشم انداز هایی از شمال نوادا را انتخاب کرده و مجسمه های رنگی شناور خود را با این پس زمینه های دیدنی ایجاد کرده اند. ماده ی رنگی زیادی به بالا پاشیده شده و یک شاتر با سرعت بالا (به طور معمول 3200 در ثانیه ) این عکس ها را گرفته است. همه ی...

اگر زمین نچرخد!!!

خیلی متوجه نیستیم،اما باید بدانیم زمینی که ما انسان ها روی آن ایستاده‌ایم با سرعتی برابر ۱۶۷۰ کیلومتر بر ساعت درحال چرخیدن است، اما در صورت توقف چرخش حرکت زمین چه بر سر آن می آید؟ اگر زمین نچرخد، میدان مغناطیسی زمین از بین رفته و انسانها با مقادیری مرگبار از تابش های یونیزه مواجه خواهند شد. زمین شناسان با اشاره به این سرعت بالا اما ناپیدای چرخش زمین، به بررسی مشکلات زیان بار و کشنده ی ناشی از نچرخیدن زمین...

مجموعه عکس ششم

مجوعه ششم از آثار خودم و پیشکش میکنم به خوانندگان محترم سایت امیدوارم که مورد قبول واقع بشه . رود دز پیرمرد تجریش پل کابلی شهدای لالی سد تنظیمی دز پل کابلی شهدای لالی در انتظار غدا - تبریز پیرزن روستای کندوان آذربایجان غروب برج میلاد پرواز تهزان - دزفول تفاوت در محل زندگی -مالزی روزنامه فروش - هندوستان رعد و برق در برج میلاد آب تنی روستای اخملد خراسان آسیاب های باستانی دزفول

با هم و برای هم زندگی کنیم

موش ازشکاف دیوار سرک کشید تا ببیند این همه سروصدا برای چیست .. مرد مزرعه دار تازه از شهر رسیده بود و بسته ای با خود آورده بود و زنش با خوشحالی مشغول باز کردن بسته بود. موش لب هایش را لیسید و با خود گفت : کاش یک غذای حسابی باشد …. اما همین که بسته را باز کردند ، از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد ؛ چون صاحب مزرعه یک تله موش خریده بود. موش با سرعت به مزرعه برگشت تا...

داستان ضرب المثل کلاه گذاشتن

عبارت مثلي بالا در مورد افراد فريب خورده به كار مي رود . كسي كه به علت عدم توجه يا سادگي مرتكب اشتباه و متحمل زيان و ضرر شود در اصطلاح عامه گفته مي شود : كلاه سرش رفت و يا به عبارت ديگر كلاه سرش گذاشتند . چون ميزان فريب خوردگي زياد باشد صفت گشاد را هم اضافه كرده مي گويند : كلاه گشادي سرش رفت . در ادوار قديميه يكي از انوع مجازاتها اين بوده است كه به مقصر...

سفر نامه دهستان موگویی

برای دیدن دهستان موگویی از توابع استان چهار محال بختیاری فرصت زیادی نداشتم چون با توصیفی که از این دهستان خواهم گفت پی به این موضوع خواهید برد ارتباط این روستا از اواخر آذر ماه بر اثر بارش برف با دنیای خارج قطع می گردد واین وضعیت تا اواسط فروردین ماه ادامه دارد بعد از این مدت راه این روستا به کمک اداره راه وترابری باز میگردد توده های برف که در این مدت 115روز بر هم تلمبار گردیده اند...

سفر نامه الموت

در تاریخ 1393/2/2 تهران را به اتفاق همسرم به مقصد الموت ترک کردیم 5 کیلومتر مانده به پایان بزرگراه تهران قزوین از بزرگراه خارج شدیم وطبق تابلوی راهنما وارد جاده الموت شدیم بعد از طی حدود 90 کیلومتر در جاده ای سراسر کوهستانی بعد از گذشتن از روستای معلم کلایه به روستای الموت وارد شدیم وبعد از طی 2کیلومتر به مقصد رسیدیم دژی با ارتفاع 2160 متر با شیب حدود 70 درجه این قلعه به طول 120 وعرض سی متر...

گزارش تصویری اختصاصی از کویر مرنجاب

14 اردیبهشت بعد از ترک خانه به سمت ترمینال جنوب حرکت کردم و بعد از تهیه بلیط کاشان سوار بر اتوبوس به سمت دیار مرد به نام ایران زمین "امیر کبیر" حرکت کردیم. بعد از طی 3 ساعت راه و در حوالی غروب به کاشان و محل قرار با دایی عزیزم آقای محمد علی مجدی نسب و پسر ایشان آقا حسین رسیدم. فردا صبح شهر کاشان را به همراه این دو عزیز به مقصد  شهر آران و بیدگل ترک کردیم و بعد...

هوش خود را بیازمایید

بازرگانی آلمانی برای یک معامله بسیار ارزشمند در حال ترک خانه ورفتن به فرورگاه بود در این اثنا بریک نگهبان خانه اش سراسیمه جلوی اورا گرفت وبه او گفت دیشب خواب دیدم هواپیمای شما سقوط کرده وشما مرده اید بدون اعتنا به این حرفها عازم فرودگاه گردید ولی با سماجت بریک مواجه شد وبا تاخیر خانه را ترک کرد وقتی وارد فرودگاه شد هواپیما پرواز کرده بود ودقایقی بعد خبردار گردید که هواپیما سقوط کرده وتما می سر نشینانش کشته...

“هِر” را از “بِر” تشخیص نمی دهد

این مثل در رابطه با کسانی به کار می رود که بی سواد صرف هستند، معرفت ندارند و خلاصه قوه دراکه و تشخیص آنها تا آن اندازه ای ضعیف است که حتی دو کلمه ی ساده «هر» و «بر» را که شبانان می شناسند و محل به کار بردن آن دو را نیز می دانند از هم تمیز نمی دهند. صدای «هر» برای طلبیدن و خواندن گوسپندان است و صدای «بر» با لهجه و آهنگ مخصوصی که فقط شبانان می توانند...

قصه خر

قصه خر مربوط به خانواده دزفولی است که یک پسر دم بخت دارند .یک شب که پدر ومادر مشغول حرف زدن بودن (پسر خودرابه خواب زده )زن به مرد میگه پسرمان بزرگ شده باید زن بهش بدیم .مرد میگه که  فعلا وضع مالیم خوب نیست بایدصبرکنیم زن میگه بیایکی از"خرها" رابفروشیم وخرج عروسی کنیم.بعدازمدتی حرف عوض میشه وپسرکه خودرابه خواب زده یواش به مادر میگه :مادر  دوباره قصه خررابگید.(قصه به لهجه دزفولی ): زن:دسته ورزن یه کتی آروم گره.ارمخی یه سرکنیم...

فرشته ای به نام مادر

کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و پرسید: می‌گویند فردا شما مرا به زمین می‌فرستید اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می‌توانم برای زندگی به آنجا بروم؟ خداوند پاسخ داد: از میان تعداد بسیاری از فرشتگان، من یکی را برای تو در نظر گرفته‌ام او از تو نگهداری خواهد کرد.اما کودک هنوز مطمئن نبود که می‌خواهد برود یا نه: “ اما اینجا در بهشت، من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و اینها برای شادی...

داستانهای زیبا و عبرت آموز

1- در زمان قديم، پادشاهي تخته سنگي را در وسط جاده قرار داد و براي اينکه عکس­العمل مردم را ببيند، خودش را جايي مخفي کرد. بعضي از بازرگانان و نديمان ثروتمند پادشاه بي ­تفاوت از کنار تخته سنگ مي ­گذشتند. بسياري هم غرولند مي کردند که اين چه شهري است که نظم ندارد. حاکم اين شهر عجب مرد بي عرضه اي است ... با وجود اين هيچ کس تخته سنگ را از وسط راه بر نمي داشت. نزديک غروب، يک...

مرد نابینا

روزی مرد کوری روی پله های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود؛روی تابلو خوانده می شد:«من کور هستم،لطفا کمک کنید.» روزنامه نگارخلاقی از کنار او می گذشت،نگاهی به او انداخت فقط چند سکه در داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت آن رو برگرداند و اعلان دیگری را روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او انداخت و آن جا...

۵ حکایت از بزرگان ایران

1- طلبه جوان و دختر فراری شب هنگام محمد باقر – طلبه جوان- در اتاق خود مشغول مطالعه بود که به ناگاه دختری وارد اتاق او شد. در را بست و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره کرد که سکوت کند و هیچ نگوید. دختر پرسید: شام چه داری ؟؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد و سپس دختر که شاهزاده بود و به خاطر اختلاف با زنان حرمسرا خارج شده بود در گوشه‌ای از اتاق خوابید. صبح که دختر...

مجموعه عکس پنجم

مجوعه پنجم از آثار خودم و پیشکش میکنم به خوانندگان محترم سایت امیدوارم که مورد قبول واقه بشه - جهت دیدن عکس ها در سایز بزرگ بر روی آن کلیک کنید

تصاویری جالب از درس خواندن چینی ها

در یک دبستان چینی برای دور نگاه داشتن سر کودکان از روی کتاب از میله های مخصوصی استفاده می شود. این عمل باعث جلوگیری از صدمه وارد شدن به چشم کودکان می گردد. از طرف دیگر برای درست ایستادن هم ترفند هایی بکار گرفته می شود که در عکس های این آلبوم خواهید دید.

آلزایمر

چمدونش را بسته بودیم،با خانه سالمندان هم هماهنگ شده بود کلا یک ساک داشت ، کمی نون روغنی، آبنات، کشمش ،چیزهایی شیرین، برای شروع آشنایی … گفت: “مادر جون، من که چیز زیادی نمیخورم یک گوشه هم که نشستم نمیشه بمونم، دلم واسه نوه هام تنگ میشه!” گفتم: “مادر من دیر میشه، چادرتون هم آماده ست، منتظرن.” گفت: “کیا منتظرن؟ اونا که اصلا منو نمیشناسن! آخه اون جا مادرجون، آدم دق میکنه ها، من که اینجا به کسی کار ندارم اصلا، اوم، دیگه حرف نمی...

خنده بر هر درد بی درمان دواست

هیچوقت نتونستم مثل فیلما شیک مسواک بزنم! هر بار مسواک میزنم کم مونده از گوشام کف بزنه بیرون . . . آدم های قد بلند را برای خودشان دوست داشته باشید، نه به خاطر اینکه دستشون به کابینت های بالایی میرسه !!! رونوشت به مامانم :دی . . . یک بار رفتم استخر با دوستم. یهو خواستم با دوستم شوخی کنم، پیداش کردم و رفتم از عقب یه لگد بهش زدم بعد پرتش کردم تو استخر، خودمم پریدم روش باهاش درگیر شدم. یهو چشمم افتاد اونور دیدم دوستم کنار استخر نشسته! هیچی...

دزد کیه؟

در یک دزدیِ بانک در چین، دزد فریاد کشید: همه شما که در بانک هستید، حرکت احمقانه نکنید، زیرا پول مال دولت است ولی زندگی به شما تعلق دارد!! همه در بانک به آرامی روی زمین دراز کشیدند. هنگامی که دزدان بانک به خانه رسیدند، جوانی که (مدرک لیسانس مدیریت بازرگانی داشت) به دزد پیرتر (که تنها شش کلاس سواد داشت) گفت «برادر بزرگ تر، بیا تا بشماریم چقدر بدست آورده ایم» دزد پیرتر با تعجب گفت؛ «تو چقدر احمق هستی، شمردن این همه...

زنگ تفریح

امروز رفتم از دستگاه خودپرداز پول بگیرم مبلغ رو زدم ۵۰۰۰۰ تومان . یه ده هزار تومنی داد! سه تا پنج هزار تومنی داد! پنج تا دو هزار تومن داد! پونزده تا هزاری! یه لحظه دلم واسه دستگاه سوخت،نزدیک بود پولو برگردونم تو دستگاه! طفلی خودشو کشت ۵۰ تومن منو جور کرد! . . . نمونه سوالهای رایج توی همه ی خونه ها این تلویزیون بی صاحاب واسه کی روشنه ؟ چی از جون این یخچال بدبخت میخوای ؟ کی لامپ دستشویی رو روشن گذاشته ؟ کی دمپایی دستشویی رو خیس کرده...