دعوت به همکاری جهت ویدئو وب سایت خاندان مجدی

با سلام خدمت خوانندگان محترم وب سایت رسمی خاندان مجدی با توجه به اینکه پس از کش و قوس های فراوان قسمت ویدئو وب سایت خاندان مجدی آماده نمایش شده است از تمام افرادی که ویدئو هایی در دست دارند که با موضوعاتی همچون بزرگان فامیل،محرم،جشن،مراسم فاتحه،عروسی و کلا تیکه ویدئو هایی که مرتبط با خاندان است تقاضا داریم که این ویدئو ها به افراد زیر تحویل دهند تا هر چه زودتر قسمت ویدئو سایت راه اندازی شود. 1- آقای محمدرضا مجدی...

قبول شدگان کنکور خاندان مجدی

بالاخره صبرو تحمل کنکوری ها به سرانجام رسید و اینده سازان دیگری به خاندان بزرگ مجدی افزوده شدند . برای اطلاع از قبول شدگان خاندان مجدی و منسوبین ،از خوانندگان محترم خواهشمندم قبول شدگان کنکور را به عنوان دیدگاه درج نمایند تا هم از طرفی اطلاع رسانی صورت گرفته باشد و از طرف دیگر مارا در شادی خود شریک کنند .

چه کسی غول کنکور را به زمین زد

خبری خوش و دل نشین و شیرین نقطه پایانی بود بر داستان دوازده سال تلاش و کوشش خستگی ناپذیر و انشا الله نقطه ی اغازی برای شروع یک فصل جدید در زندگی.فصلی که خستگی در ان جا و راهی ندارد و به هیچ زبانی معنا نمی شود .ان چه این فصل و برهه از زندگی می طلبد تلاشی مضاعف و کوششی صد چندان است.خبر را در ماه رمضان امسال از رسانه های عمومی خواندیم و شنیدیم. علی عجم نفر دوم...

یادی از بزرگ مرد دیروز

در سال 1378 بود که برای مراسم فاتحه خوانی مرحوم عمو باقر مجدیان آماده رفتن به آبادان شدیم . پدرم حاج محمد علی مجدی عده ای را از درب منزل حاج رشید و عده ای را از درب منزل حاج اسماعیل مجدی نسب و عده دیگری را از محله قلعه سوار مینی بوس کرد و رهسپار آبادان شدیم . نزدیک ظهر بود که به آبادان رسیدیم و به منزل آقا مهرداد پسر عمو باقر رفتیم .بعد از صرف نهار به اتفاق...

بازگشت همه بسوی خداست

یاران، رفیق هم نفس یار من کجاست مردم زغم، برادر غمخوار من کجاست؟ یاری نماند و کار من از دست می رود آن یار که بود غم کار من کجاست؟ در خاک رفت گنج مرادی که داشتیم ما را نماند خاطر شادی که داشتیم با نهایت تاسف و تالم درگذشت پدری مهربان و دلسوز مرحوم حاج حمید مجدی فرزند حاج حسین رابه اطلاع کلیه خاندان معظم و معزز مجدی می رساند. مراسم تشیع و تدفین آنمرحوم راس ساعت ۵ بعدازظهرروز جمعه ۹۲/۶/۱۵ از درب منزل واقع در...

دفترخاطرات من ـ برگ دوم

کتلت با طعم جوراب تازه مستقل شده بودیم و درکنار خانه داری بایست به دبیرستان هم میرفتم آنروزها با آنکه جوان و پر انرژی بودم اما تجربه ی کافی نداشتم و مثل الان نمی توانستم برای عدم تداخل کارهایم با یکدیگر برنامه ریزی دقیقی داشته باشم یادم می آید یک روز سرم حسابی به کار گرم بود و یکهو که سر بلند کردم ونگاهم به ساعت دیواری افتاد مثل برق گرفته ها از جایم پریدم. تارفتنم به دبیرستان وقت زیادی نداشتم...

خاله هاجر

از کلاس خیاطی(روبروی دادگستری سابق)محل فعلی درمانگاه نشاط داشتم به سمت منزل برمی گشتم.نزدیک مسجد ملا علی شاه واقع در خیابان طالقانی که رسیدم یکدفعه متوجه شدم جوانی در حال سربه سر گذاشتن و اذیت کردن مرحومه خاله هاجراست من هم که تعصب مجدی گری و خاله دوستیم به شدت گل کرده بود به سمت جوان رفتم و تا می توانستم با کفش او را زدم سبس دست خاله هاجر را گرفته و فارغ از آنکه جوان به دنبال ماست...

یادی از زنده یاد حاج عبدالرحمان مجدی زاده

سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز مرده آنست که به نکویی نامش نبرند همیشه سخنان و خاطرات افراد بزرگ در زندگی روز مره ما جاری هستند بطوریکه که میگویی انگار دیروز این سخن را شنیدمانسان های بزرگ و سرشناس خاطرات نیکوی بسیار دارن که همچون بنده حقیر با اینکه هیچوقت آن انسان وارسته را زیارت نکرده باشم از شنیدن خاطرات و نکوکاری هایش خوشحال و فرهمند شوم و حسرت میخورم که چرا زیارت آن شخص نصیبم نشد مرحوم حاج عبدالرحمان مجدی زاده یکی...

دفتر خاطرات من – برگ اول

دراین روزگار که روزگار ،بدجوری دمار از روزگارمان درآورده است و دست که به دل هر کس میگذاری آخ وناله اش گوش فلک را کر میکند ،بهتردیدم برای دور شدن از این روزگار بی پیرِِ پیر درآور ،قدری خودمان به خودمان صفا دهیم و وقتمان را خوش کنیم و به اندازه ی ارزنی !!!هم که شده ناخوشیها را بگذاریم و بگذریم و اگر خدا توفیق دهد به اندازه ی ناچیز در حدّبال زدن کفتری تارسیدن لب پاشویه ی حوض ،دلها...

همایش فروردین 92

چهارم فروردین 1392 خاطره انگیز ، سوال برانگیز و چند انگیز دیگر. کمی جلوتر از سایر اعضای خانواده و در معیت پدر و همراهی پسرم قصد ورود به مقر جلسه را داشتم. جلوی درب ورودی به ما ایست دادند، نه کارت شناسایی و نه انگشت نگاری. فقط عکس یادگاری از ما گرفتند که در پایان هم با سایر عکس هایی که از مدعوین به همین منوال گرفته بودند به نمایش در آمد. نمایشی از ورود 3 نسل، دوشادوش هم در یک جمع و...

افتخاری دیگر بر تارک خاندان بزرگ مجدی

اقای حامد مجدی فرزند برومند اقای ناصر مجدی و خانم فروزان مجدی نسب را می شناسید ؟ مدیر جوان و فعال وب سایت خاندان مجدی را می گویم . همو که همواره موفقیت هایش را در زمینه ی عکاسی ، همچون " مقام نخست جشنواره ی عکس قاره ی اسیا در بخش عکاسی نجوم در کشور ژاپن" ، " مقام نخست جشنواره ی جهانی عکس المان با موضوع طبیعت شهری در یک نگاه " و " مقام نخست جشنواره ی عکس متروی...

داستان یک بازگشت…

سارقین محمد طاهای عزیز رو به مبلغ پنج میلیون تومان به خانواده ای که بچه دار نمیشدند فروخته بودند و متاسفانه این خانواده خبری از دزدی بودن محمد طاها نداشتند و در پی اطلاع رسانی های زیادی که برای پیدا شدن محمد طاها انجام شد و صحبت های احسان علیخانی در برنامه ماه عسل یکی از اقوام این خانواده متوجه میشه کودک خریداری شده همان محمد طاهای گمشده هست و از تلفن عمومی با پدر محمد طاها تماس میگیره و خبر...

دعوت آقای روحانی را بپذیریم!

آقای رئیس جمهور با معرفی دولت یازدهم به نام اعتدال و امید در واقع همگان را چه داخلی و چه خارجی به اعتدال و امید دعوت کرده اند. ما هم بیاییم، به نوبه خود به عنوان خاندانی بزرگ و تاثیرگذار در شهری مذهبی و ریشه دار که نامش حداقل بر سکوی استقامت جهان در طول هشت سال دفاع مقدس یا جنگ تحمیلی خوش درخشید ، دعوت ایشان را پذیرفته و اعتدال را شعار امسال خود قرار دهیم و تا رمضانی...

آزاده ای در بند

در صحنه ی زندگی تک تک ما انسان ها، افرادی هستند که به هر کدام از انها به نوعی مدیون و وامدار هستیم پدر، مادر، فرزند ،دوست و همسایه و…انان را که می شناسیم سعی میکنیم به هر طریق ممکن از زیر دین شان به در اییم .اما وظیفه مان در قبال انانی که برایمان ناشناس و گم نامند و تمام مستی و هستی و وجودمان مدیون و وامدار ایثارگری و از خودگذشتگی شان است چیست ؟کسانی که بی هیچ...

یک سال گذشت

پنج شنبه این هفته مقارن با 24 / 5 / 92 اولین سالگرد وفات مرحوم " محمد رضا مجدی " ف مرحوم حاج جاسم است . به همین مناسبت مجلس یادبودی از ساعت 5 الی 7 بعد از ظهر همین روز بر سر مزارش واقع در شهید اباد ( قطعه خاندان مجدی ) به صورت نشست و برخاست برگزار می شود .

در جستجوی محمد طه

این روزها همه جا صحبت از محمد طاهاست... پسرک نه ماهه ای که حدودا دو ماه پیش از توی کالسکه اش ربوده شد و تا به حال هیچ نشونه ای ازش پیدا نشده... اخیلی ها از طریق تلویزیون (برنامه ماه عسل)، مطبوعات و وبلاگها در جریانند اما از اونجاییکه این سایت از سراسر ایران بازدید کننده داره، این مطلب رو اینجا هم گذاشتم تا شاید کمکی باشه در جهت پیدا کردن محمد طاها و آروم شدن دل خانواده اش. این لینک وبلاگیه...

تبریک عیداز نوع شعر دزفولی

عید سعید فطر را به تمامی افراد خاندان مجدی ووابستگان محترمشان تهنیت می گویم وابیاتی چند به زبان دزفولی برایتان به عنوان عیدی تقدیم می دارم عزیزون مژدیون ای مه درومه مجدی های عزیزاین ماه در آمد صوبا عیده دگه شوال درومه فردا عید است چون ماه در آمد خوری نون شیر وفرنی پی کولیچه نان شیر وفرنی با کلوچه بخورید ونی می اشکماتون نون تازه داخل شکماتون نان تازه بگذارید ناهارتون هم بوه بن گو برشته ناهارتون هم بادنجان سرخ کرده باشد دوماش هم تلپنی...

نیلوفر افتخاری دیگر بر افتخارات این خانواده افزود

به اطلاع می رسانم که سرکار خانم نیلوفر مجدی نسب فرزند عبد العظیم وهمسر دکتر حسن نوروزی وخواهر دکتر نسترن مجدی نسب در امتحان تخصصی در رشته گوش وحلق و بینی قبول شده اند وافتخاری بر افتخارات این خانواده افزوده اند به نیابت از طرف خاندان مجدی و وابستگان این خاندان به نیلوفر خانم تبریک می گویم و سر بلندی ایشان را در تمامی مراحل زندگیشان آرزومندم.

شیطنت های معصومانه ( 9 )

حکم کنم حکم سلیمون کنم " حکم کنم حکم سلیمون کنم " نام بازی ای بوده است که در زمان های نه چندان دور در دزفول رایج بوده است . در زمان هایی که بچه ها شور و هیجان خود را در بازی های فیزیکی و درگیرانه همچون " هیش تی تی " ( کبدی ) ، " فیتال " ( هفت سنگ ) و گروز گروزاک ( قایم موشک ) صرف می کردند و از این راه سلامت جسم و...

نفر دوم کنکور تجربی سال 92 از خاندان مجدی است + تکمیلی

با خبر شدیم که آقای علی عجم فرزند خانم دکتر نسترن مجدی نسب در کنکور سراسری در رشته ی تجربی موفق به کسب رتبه ی دوم شدند.این موفقیت غرور انگیز را از طرف خودم و خاندان مجدی و هییت مدیره شرکت تعاونی به آقا علی,پدر گرامیشون و نسترن خانم صمیمانه تبریک عرض میکنم. امید است که این موفقیت زمینه ساز موفقیت هایی بزرگ تر برای شما باشد. خبر بسیار بهت آور بود باورم نمی شد شخصی از خاندان مجدی رتبه دوم کشوری...

یادایام – عمو رشید و عمو حسن

عمورشید و بود ویک دنیا مهر پدرانه بچه که بودم دوتا ((به به )) داشتم یکی مال خودم یکی هم عمو رشید که بهش میگفتم به به رشید توی دبستان به بچه ها میگفتم من دوتا به به دارم و آنها میپرسیدند به به یعنی چه و من میگفتم یعنی پدر و آنها با دهان باز متعجبانه بهم نگاه میکردند. بزرگتر که شدم بهم آموختند که باید بهش بگویم عمو . لفظم عوض شد اما عشقم نه .اما عمو عادت...

مارا چه می شود؟

این روزها سخت در عجبم . کارم شده عینک گذاشتن و عینک برداشتن . همین عینک لامصب خوشبینی بد بینی را می گویم . دلم می خواهد بروم و تمام لیوانهای آشپزخانه را بشکنم تا دیگر لیوانی نباشد که نیمه ی خالی یا نیمه ی پرش را ببینم . اصلا دلم میخواهد تا آب زلال را درکف دستهایم بنوشم و دنیا را با چشم خود خود خودم ببینم . عینک برای چه ؟ چند گاهیست که دلم میخواهد تا میشد...

خاطره ای از پدربزرگ در ايام جنگ تحميلی

در ايام جنگ زمانی كه عمليات كربلای 4 آغاز شده بود مثل عادت معمول صدام حسين كه با شروع هر عمليات رزمندگان مناطق مسكونی بخصوص دزفول را زير موشكهای 12 متری خود قرار مي داد ما به همراه چندی از اقوام كه از جمله خانواده پدر بزرگم ( مرحوم حاج حسين مجدی ) برای در امان ماندن از موشكهای صدام در منزلی كه در كنار دامداری و کارگاهمان در گاوميش آباد پدرم ساخته بود رفته بوديم . صبح طبق معمول پدر...

خاطره ای از مادرم

هفت ساله بودم واون موقع نه یخچالی بود ونه کولری ونه ماشینی ونه خیلی چیز های دیگه ظهرهای تابستون شبستون ناهار می خوردیم وشوادون می خوابیدیم وشبها توحیاط آجر فرش که خنکای آن از آب پاشی برروی آن ذوق زده مون می کرد شام می خوردیم وشبها بر پشت بام می خوابیدیم بر روز زمین کاه گل آن که وقتی آنرا آب پاشی می کردیم از بوی مطبوع کاه گل به وجد می آمدیم وتشنگی خود را با جرعه ای...

اموات هم بر اعمال ما آگاهند؟

اون روز از صبح کله سحر که برا خوردن سحری و نماز صبح بیدار شدم احساس کردم امروز از اون روزاییه که دل و دماغ هیچ کاری را ندارم .شما این روزا را تجربه کردین؟روزایی که دست و دلتون به هیچ کاری نمیره و فقط دوست دارین خودتون باشین و خودتون.نماز صبح را که خوندم بر خلاف روز های گذشته ماه رمضون به جلسه قرایت قران مسجد محل نرفتم و خزیدم تو رختخواب.حین خوابیدن با خودم گفتم امروز نه تلفن...

نشانه پیشرفت و موفقیت

چند وقتی است که در سایت شاهد لایک هایی هستیم که از آنها بوی بهبود ز اوضاع جهان می آید ... چند وقتی است بعضی دیدگاه هایی که در جهت تخریت یک مطلب نوشته شده اند به تعداد زیاد لایک مثبت می خورند، و بعضی دیدگاه هایی که در جهت دفاع از یک مطلب نوشته شده اند به تعداد زیاد لایک منفی می خورند (مراجعه کنید به مطالب: "باد و زلزله" نوشته آقای محمودرضا مجدی نسب، "شادباشی دیگر برای خاندان مجدی"...

عظمت سايت خاندان مجدی دوبرابر عظمت ورزشگاه ازادی است

از 21 اسفند سال 90 ،488 روز مي گذرد 488 روزي كه با فراز ونشيب همراه بود . گاه سايت خاندان مجدي ،‌پيك تولد و عروسي بود و گاه تابلو اعلانات مسجد مفيد . با هر خبر خوشي ، به هم تبريك گفتيم و در سوگ عزيزانمان ، با صاحبان عزا همساز شديم . اما با همه ی اينها راه اندازي سايت حرکتی رو به جلو بود . من شخصا" در مورد سایت با افراد متخصص بسیاری صحبت کرده ام و همگی افتتاح...

آینده سازان خاندان مجدی ( 1 )

در خاندان بزرگ مجدی ، بزرگانی بوده اند که از لحاظ اجتماعی ، اقتصادی ، علمی و .... صاحب مکنت و جاه و جلالی بوده اند و این روند در سال های مختلف به شکل های گوناگون خود را نشان داده است . همچنانکه مستحضرید نزدیک به هیجده ماه از تاسیس سایت فعال خاندان مجدی و بیش از دو سال از تاسیس تعاونی غیر فعال !!!!!! خاندان مجدی می گذرد و این دو اهرم ، باعث اشنایی و مودت و دوستی...

شیطنت های معصومانه ( 8 )

نامشان " باد " و " زلزله " بود ولی دیگر " ویرانگر " نیستند زیرا دیگر الان بزرگ شده اند و زن و بچه دارند. این لقب را اقای محمد باقر مجدی نسب برایشان انتخاب کرد . سخن از محسن و احسان است . جوانان برومندی که لبریزند از تعصب طایفه و فامیل دوستی . چند روز پیش در ادامه ی سریال شیطنت های معصومانه به سراغ اقای عبدالرحمان مجدی و خانم نجمه مجدی ، پدر و مادر این دو عزیز...

شادباشی ديگر برای خاندان مجدی

به اطلاع خاندان بزرگ و معظم مجدی مي رساند كه يك وصلت درون فاميلی ديگر به خاندان مجدی اضافه گرديد.آقاي حسن مجدی عرب فرزند خواجه غلامعلي با خانم نرگس مجدی زاده فرزند خواجه محمد به عقد هم در آمدند. بنده از طرف خود و كليه خاندان بزرگوار مجدی اين پيوند مبارك را به اين زوج عزيز تبريك عرض مي نمايم و از خداوند متعال برای ايشان آرزوی خوشبختی و موفقيت در زندگی را خواستارم .